<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>دوربرگردون</title>
<link>http://parsmag.blogfa.com/</link>
<description>توهمات فانتزی یک م.ص!</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 26 Dec 2008 15:25:03 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://parsmag.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>این روزها همه انعکاس می خوانند شما چطور؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.enekaass.blogfa.com&quot;&gt;&lt;FONT size=4&gt;http://www.enekaass.blogfa.com&lt;/FONT&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 26 Dec 2008 15:25:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsmag&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>parsmag</dc:creator>
<guid>http://parsmag.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باز هم سرکار گذاشتن های یک م.ص!!!</title>
<link>http://parsmag.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;روزها هی همینجوری، می گذشتند و همه جا مثل همیشه، همونجوری بود!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در یکی از همین روزهای سرد و بارانی و برفی و نیمه ابریِ پاییز، نشستم پشت مانیتور، کیبورد جلوی دستم، موس تو اون یکی دستم، پام روی پایه ی صندلی، چشمم خیره به مانیتور و بقیه اعضای بدنم همونجایی که باید می بودن، بودند که...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اهه، اهه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;داشتم می گفتم! صفحه ورد رو باز کردم و خواستم باز یه اثر هنری خلق کنم تا تا ابد جاودان شود!(برداشت غیرمرتبط از مقدمه ی کتاب تاریخ بیهقی که نویسنده گفته بود نمی دونم چی چی!!!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آره...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شروع کردم نوشتن و پاک کردن... هی نوشتم و هی پاک کردم دیدم هر چی می نویسم بی مزه میشه، مث همین مطلب! باز سعی کردم، زور زدم، تلاش کردم و... دیدم نه نمیشه!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نشستم یه گوشه و با خودم فکر کردم که چی شد که اینجوری شد؟ به این نتیجه رسیدم که آره! مشکل از جای دیگه است! غنچه ی باز نشده، پژمرده ی قریحه ی طنز نویسی ام خشکیده و در این سرمای سگ لرزان(!)، باید قید طنزنویسی رو بزنم! توی همین احوال بودم که دیدم به صورت متافیزیکی سیل کامنت و ای میل و اس ام اس و میسد کال و داد و فریاد و ام ام اس(!) و... به سمتم پرتاب شدند که: نه! این کار رو نکن مهدی!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گفتم نه نمیشه! گفتن چرا، میشه! گفتم نه نمیشه و هی گفتن چرا، میشه!!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در هر صورت قانع شدم و به احترام به نظرات دیگران، باز قلم (کیبورد) رو برداشتم و نوشتم تا شاید کمی خنده دار شود! البته باز هم نشد ولی...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولی نداره که! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چیزه...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به هر حال همین که خواستم قلم(کیبورد) رو ببوسم بذارم کنار، خودش اتفاق مهمیه دیگه!!! بی مزه بودن این پست رو هم بذارید به حساب همین سرما! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شرمنده سرِ هیچ و پوچ کشوندمتون اینجا تا این چرندیات رو تحویلتون بدم! ایشالا جبران می کنم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;پ.ن:&lt;/STRONG&gt; بوتیفار برای تنبیه زلیخا دستور داد از این قسمت به بعد، احمدی نژاد نقش حضرت یوسف را بازی کند!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;                                                                                              میمصاد، آبان87 !!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 31 Oct 2008 05:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsmag&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>parsmag</dc:creator>
<guid>http://parsmag.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دوربرگردون توقیف شد؟!</title>
<link>http://parsmag.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; پیرو درج خبری مبنی بر لزوم انتشار هفته نامه دوربرگردون، که آخرین مهلت برای انتشار را دوشنبه گذشته عنوان کرده بود، &quot;م.ص&quot; در گفتگو با اصحاب رسانه، به شایعات پیرامون نشریه و خودش پاسخ داد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;خبرگزاری مهر:&lt;/B&gt; گفته شد که چون دوشنبه نشریه منتشر نشده، دیگر هیچ وخت منتشر نمی شه، درسته؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; م.ص: آقای محترم! اولا &quot;وخت&quot; نه و &quot;وقت&quot;! دوما شما برو روزنوشت ها بنده رو بخون، می فهمی تو این چند روز سرم چقدرشلوغ بوده! هفته نامه سر جاش خواهد بود و این شایعات به هیچ وجه صحت ندارد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;خبرگزاری مهر:&lt;/B&gt; دقیقا هفته نامه کی دوباره آغاز به کار خواهد کرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; م.ص: آقای محترم! هر کس یه سوال بیشتر حق ندارد انجام دهد! لطفا نفر بعدی!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;خبرگزاری ایسنا:&lt;/B&gt; دقیقا هفته نامه کی دوباره آغاز به کار خواهد کرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; م.ص: ان شا الله مثل همشهری جوان با انتشار یک ویژه نامه، اوایل هفته بعد کار خود را آغاز خواهیم کرد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;خبرگزاری ایرنا:&lt;/B&gt; درسته که مجوزتان را لغو کرده اند؟ چون شماره آخر خیلی تند بود و این وقفه کاملا مشکوکه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; م.ص: به هیچ وجه! یه سری از مخالفان که قبلا یک بار ما را هکیدند(!) و بعدا هم نظرات مبتذلی به ما فرستادند، این شایعات را درست می کنند و ما همینجا اعلام می کنیم که آقای فلانی! دارم برات!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;خبرگزاری ایلنا:&lt;/B&gt; هفته نامه چند صفحه است؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; م.ص: این بچه سوال ها چیه می پرسید؟ حالا بذارید بیاد، خودتون می بیبنید! ولی احتمالا 8 صفه یا کمتر است!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;روزنامه اعتماد:&lt;/B&gt; باز هم خودتون یک تنه نویسندگی مجله را بر عهده خواهید داشت؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; م.ص: من خودم دوست ندارم این طور بشه ولی اگر کسی همسو با نظرات و افکارم پیدا نکنم، متاسفانه خودم یک نفره خواهم بود! ولی مطمئن باشید از نوشته های دوستان حتما استفاده خواهم کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;هفته نامه همشهری جوان&lt;/B&gt;: آیا با توجه به وجود رقبای سرسختی مثل ما (همشهری جوان) فکر می کنید بتوانید موفق بشوید؟!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; م.ص: شما که سرور مایید ولی مطمئن باشید من خودم تضمین می کنم ما مخاطبان شما را نخواهیم پراند! یعنی سعی می کنیم مخاطبان امان مشترک با همه رقبا باشند!!! بالاخره ما زیادی جوانمردیم و جوانمردی هم دردسرهای خاص خودش را دارد!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;وبلاگ الک دولک:&lt;/B&gt; شما با انتشار دوربرگردون از سمت خود در الک دولک استعفا خواهید داد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; م.ص: نه بابا! الک دولک عشق منه! جون منه! ماهی یه مطلب که اونقدر وقت گیر نیست بخواهم این فرصت (الک دولک نویسی) رو بی خیال بشم!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;B&gt;مسئول سالن:&lt;/B&gt; شما نمی خواهید پاشید برید؟ وقتتون تموم شده! تو سالن بچه ها می خوان فوتبال دستی بازی کنند... میز پیز اتون رو جمع کنید میز فوتبال دستی هامون رو بیاریم!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; م.ص: چشم، اوکی!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دوستان! هر گونه سوال و پیشنهاد و انتقاد خود را واسه خودتون نگه دارید! ما هم انتقاد ناپذیریم و هم خودمون به اندازه کافی سوژه داریم، شما نمی خواهد به ما سوژه پیشنهاد بدید!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;پ.ن:&lt;/B&gt; احمدی نژاد لحظاتی پیش اعلام کرد: پیشنهاد بازی در نقش حضرت یوسف را رد کرده ام!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 23 Oct 2008 05:34:38 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsmag&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>parsmag</dc:creator>
<guid>http://parsmag.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>داستان های نشریه ی یک م.ص!!!</title>
<link>http://parsmag.blogfa.com/post-27.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;این نشریه ی ما هم داستانی داره...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اول خیلی ذوق و شوق داشتم! بعد از خوندن افتضاح ملی خیلی ترغیب شدم نشریه الکترونیکی بزنم. البته نه یک صفحه ای که نصفش هم عکس باشه!!! یه نشریه توپ! مثل هفت سنگ!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اولی رو با ذوق و شوق درآوردم... دومی رو با استرس و اعصاب خوردی... سومی رو به زور درآوردم... چهارمی رو هم درنیاوردم، خودش دراومد!!!.. پنجمی هم اصلا درنیومد!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مثل همه ی نشریات الکترونیکی کم کم سست شد و از بین رفت... &lt;A href=&quot;http://dorbargardon.blogfa.com&quot;&gt;نشریه الکترونیکی دوربرگردون &lt;/A&gt;رو میگم! همون که کلی واسش تبلیغ کردم ولی...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعد از شش-هفت ماه که شکوفه ی ذوق و طنزنویسی ام خشکیده بود و در خشکسالی آب و برق، خشکسالی خنده هم بر همه جا سایه افکنده بود، دوباره با آمدن خزان، بهار شد(!) و دوربرگردون تصمیم به دوباره راه اندازی گرفت!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر همین اساس بار دیگر رهبر معظم وبلاگ کبیر دوربرگردون دست به قلم شده و طی نامه ای حکم دوباره راه اندازی نشریه را صادر کردند که بدین شرح می باشد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;اعوذ بالله من الشیطان الرجیم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;و همچنین اعوذ بالله من الشر از الکاظم و الحامد و الشجاعی و الخسروخان!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;و اللهم انی اسئلک الازدیاد الداداشی و النرجس و الحاج آقا المرتضایی و السرکار الاستوار!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#660000&gt; جناب آقای م.ص!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;ریاست محترم وبلاگ وزین دوربرگردون!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#660000&gt; بدین وسیله به آگاهی می رساند، روز دوشنبه شانزدهم مهرماه 1387 برابر اولیل شوال 1429 و اوایل اکتبر 2008،  آخرین مهلت برای دوباره راه اندازی نشریه اتان بوده و موظفید شماره جدید(که نمی دانیم پنجم است یا ششم) از هفته نامه متبوع اتان را منتشر کرده و مشروح آنرا در اختیار اصحاب رسانه و آحاد ملت(!) قرار دهید!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#660000&gt;ضمنا از زحمات مدیرمسئول شماره های اول تا نمی دانم پنجم یا ششم، تشکر کرده و آروزی قبولی طاعات و عبادات وی را از خداوند منان خواستاریم!!! امید است در زیر سایه ی تجربیات شما و همکارانتان، مثل دفعه قبل بعد پنج یا شش شماره (که نمی دانم دقیقا چند تا بود) تعطیل نشوید و مردم را سرکار نگذارید، ان شا الله!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#660000&gt; و من الله التوفیق... س.ع.خ.م.ص، آخر رمضان امسال!!!&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; دکتر م.ص، ریاست محترم وبلاگ هم طی نامه ای از پیگیری های شبانه روزی رهبر فرزانه وبلاگ و ولی بلاگ مسلمین، تشکر کرده و آروزی...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اصلا مشروح نامه ایشان بدین شرح می باشد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; ...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;بسم رب شهدا و الصدیقین!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;و بسم رب سیروس المقدم و علی اکبر المحلوجیان و رضا العطاران و...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;و بسم رب العزت خان الضرغامی!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt; جناب آقای &quot;آقا&quot; (همون س.ع.خ.م.ص)!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;رهبر معظم وبلاگ و مبلگین!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt; ضمن تشکر از پیگیری های شبانه روزی شما که نمی دانیم چرا کاسه ی داغ تر از آش شده اید(!)، باید اول به استحضار برسانم که &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;1. از سری قبلی، 4 شماره منتشر شد، نه پنج یا شش شماره!!! گفتم بدانید و اینقدر به قول سرکار کرمی، سوتی ندید و ضایع بازی درنیاورید!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;2. مدیرمسئول آن 4 شماره هم خود من بودم و عوض نشدم! لطفا در نامه نگاری ها اینقدر سوتی ندهید! مثل همان قضیه ی بازیگر نرگس (زهره) که صحنه را دیدید، هم تابلو می شوید و هم سوژه خنده ی عوام الناس ها!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;3. دستور دادم کمیته ی بررسی شکست یا همان بررسی نتایج 4 شماره قبلی، علل شکست را بررسی و تشریح کنند! صبر کنید نتیجه اش بیاید و بعد دنبال انتشار دوباره باشید! خیلی ببخثید آقای خ! به قولی انگار 7 ماهه به دنیا آمده اید ها!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;4. من خودم با امام زمان در ارتباطم و ایشون هستند که تعیین می کنند چه روزی منتشر شویم و چه روزی منتشر نشویم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;5. روز آخر آقا جون(خمینی) من رو کشید کنار و گفت: میتی! گفتم بله آقا جون؟ بذارید دستتون رو ببوسم! گفت نمی خواد، فقط حواست باشه سری دوم نشریه مثل سری اول نشه! یه کم رعایت کن!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;6. راستی! سید جان! یه سوال بپرسم؟ تو چرا همش قبل از سریال روز حسرت سخنرانی میکنی؟ این همه وقت! چرا باید بعد از خبر21 بیای؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;7. به خانم و بچه ها هم سلام برسون! به مجتبی هم بگو دمت گرم، این مالیات ایرانسل رو کم کرد کلی حال کردم. پوز همراه اول و تالیا رو زد!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;8. یه چیز دیگه هم بگم و برم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;آقا! اگه میشه این اشتباهات من در 4 شماره قبل نشریه رو ببخش و ردیف کن دور بعد هم من مدیر مسئول نشریه بشم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;9. این روزها همه الک دولک می خوانند، شما چطور؟!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;10. ببخشید! شما این آلبوم آخر سیاوش رو نداری؟ پیداش نمی کنم!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;11. شرمنده سرتون رو درد آوردم...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#330000&gt;و من الله التوفیق و البهجت! م.ص، هفته پیش!!! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;بعد التحریر:&lt;/FONT&gt; اول قرار نبود مطلب سیاسی شه، بعدا هم قرار نشد سیاسی شه ولی شد... شما سعی کنید فقط بخندید! من منظور خاصی نداشتم!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt; پ.ن:&lt;/FONT&gt; احمدی نژاد: روز آخر آقا جون (امام خمینی) من رو کشید کنار و گفت: محمود! گفتم بعله آقا جون؟ بذارید دستتون رو ببوسم! گفت نمی خواد، فقط یادت باشه اگر رییس جمهور شدی، دو دوره بمون!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 04 Oct 2008 13:38:34 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsmag&amp;postid=27</comments>
<dc:creator>parsmag</dc:creator>
<guid>http://parsmag.blogfa.com/post-27.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://parsmag.blogfa.com/post-26.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://nasle-ma-87.blogfa.com&quot;&gt;الک دولک &lt;/A&gt;به روز شد...</description>
<pubDate>Sat, 27 Sep 2008 10:00:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsmag&amp;postid=26</comments>
<dc:creator>parsmag</dc:creator>
<guid>http://parsmag.blogfa.com/post-26.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جوایز قرعه کشی موسسه ی مالی و اعتباری م.ص!</title>
<link>http://parsmag.blogfa.com/post-25.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&lt;/B&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با توجه به اینکه شهرداری تهران جوایز ویژه خود برای کسانی که عوارض نوسازی خود را به موقع پرداخت کنند، اعلام کرده و در آن پرده از خفن ترین جایزه ی تاریخ قرعه کشی های ایران، یعنی &lt;B&gt;230 عدد وام یک میلیون تومانی موسسه مالی و اعتباری شهر&lt;/B&gt;، برداشته، ما هم چند نمونه از جوایز قرعه کشی های بعدی را  پیش بینی می کنیم:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1368 عدد ضامن معتبر برای وام خرید خودرو!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1387 عدد ضامن کمی معتبر برای وام خرید کالا!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2008 عدد بلیط نیم بهای سینما برای پسران مجرد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2008 عدد بلیط نیم بهای ورزشگاه آزادی برای دختران مجرد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;71 قاب گوشی ان71 برای 71 نفر...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;750 قاب گوشی کا750 برای 750 نفر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و همین تعداد جایزه برای دیگر گوشی ها! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک میلیون سیم کارت پیام رسان ایرانسل برای یک میلیون نفر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امکان ارسال 500 پیامک رایگان در روز برای 500 نفر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;230 عدد خواستگار مجرب برای دختران دم بخت...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;230 عدد دخترِ خوب برای پسران دم بخت!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2000 قبر رایگان در محل جدید قبرستان تهران برای دو هزار جسد!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5000 عدد کاپشن احمدی نژادی برای 5000 نفر...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5000 عدد عمامه ی خاتمی ای برای 5000 نفر!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چوب پرده ی اعلا به ارتفاع برج میلاد برای 1 نفر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سری کامل دی وی دی بزنگاه برای 30 نفر...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;200 عدد پوستر محسن افشانی (بازیگر ترانه مادری) برای 200 نفر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;88 عدد تقویم 1388 برای 88 نفر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امکان استفاده از آرایشگر احمدی نژاد برای یک بار در ماه، برای 15 نفر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اشتراک یک سال استفاده از بی آر تی خط1 برای 87 نفر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;20 لیتر بنزین در روز برای 20 نفر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;امکان ملاقات با مقام معظم رهبری برای هیچ نفر!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;کمک هزینه ی سفر به شابدل عظیم برای همه ی شرکت کنندگان! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8 کیلو مرغ منجمد دو هزار و سیصد تومانی برای دو هزار و سیصد نفر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8 کیلو مرغ تازه دو هزار و پانصد تومانی برای دوهزار و پانصد نفر!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;25 کیلو برنج دونه بلند محسن برای 25 نفر!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;و جایزه ی ویژه:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;امکان سوختگیری با جایگاه های سی ان جی بدون نوبت، هر روز هفته، مادام العمر، برای تنها برنده خوش شانس، یعنی فقط 1 نفر!!!&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پ.ن: پزشکان بیماری احمدی نژاد را تشخیص دادند: یبوست در اندیشه، اسهال در گفتار!!!       &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 19 Sep 2008 18:26:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsmag&amp;postid=25</comments>
<dc:creator>parsmag</dc:creator>
<guid>http://parsmag.blogfa.com/post-25.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خودسانسوری به سبک م.ص!</title>
<link>http://parsmag.blogfa.com/post-24.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;اوایل اینجوری نبود، بعدا اینجوری شد! البته اصلا قرار نبود اینجوری بشه، مجبور شدم که اینجوری اش کنم!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از چی حرف می زنم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از بحث شیرین سانسور حرف می زنم!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موقع تاسیس وبلاگ و ورود به دنیای مجازی، سانسور برام معنی نداشت، خامنه ای و خمینی و... با افراد عادی واسم فرق نداشتن. عدالت و مساوات کاملا تو نوشته هام جاری بود!!! ولی یه مدت که گذشت دیدم نه! نمی شه!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو این مملکت نمیشه عادل بود. تو خیابونی که همه خلاف می کنن، اگه مقررات رو رعایت کنی حتما تصادف می کنی، پس طبیعیه که اگر من به این عدالتم(!) ادامه می دادم صد در صد تصادف کرده و کله پا می شدم!!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این شد که اینجوری شد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یعنی مجبور شدم حرف هایی که دوست دارم بزنم رو نزنم و حرف هایی رو بزنم که دوست ندارم! مجبور شدم جوری بنویسم که خودم دوست ندارم ولی خیلی ها دوستش دارن! مجبور شدم به سید علی آقا بگم مقام معظم رهبری! مجبور شدم به اسراییل بگم رژیم غاصب صهیونیستی! مجبور شدم به ماحمود خان بگم دکتر احمدی نژاد!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;البته من هیچوقت به این شوری پاچه خواری نکردم ولی همین راحت حرف نزدنم، از دکتر احمدی نژاد گفتن به اون بیسوادِ عقب افتاده، بدتر بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خیلی با خودم کلنجار رفتم... &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از یه طرف نتونستم اونجوری که می خوام بنویسم (بدون سانسور) و از اون طرف هم نتونستم اونجوری که نمی خوام بنویسم (با خودسانسوری)! مخلص کلام اینکه نوشته های آخرِ قبل از ترکوندن دوربرگردون رو اصلا دوست نداشتم و با رضایت کامل اینجا رو تعطیل کردم.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولی...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ولی خیلی فکر کردم. گفتم اگر می خواهی تو این جامعه زندگی کنی باید ریاکار باشی! باید یقه آخوندی بپوشی و تسبیح به دست بگیری ولی اون پشت، روزه خوری کنی! باید جلوی اون بالایی دو لا راست بشی ولی پشتش بهش فحش بدی! باید بری نماز جمعه و داد بزنی &quot;مرگ بر آمریکا&quot; ولی شب تو خونه صدای آمریکا نگاه کنی! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نتیجه گیری اینکه زین پس باز هم اینجا طنز می نویسم ولی با خودسانسوری! مثل ستون طنز روزنامه ها!!! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دلیلی هم نداشت که اینها رو مکتوب به عرضتون برسونم ولی برای تنویر افکار عمومی اینها رو نوشتم تا بگم &quot;من همونی ام که بودم&quot; و عوض بشو نیستم! بعدا پشت سرم نگید &quot;این م.ص رو دیدی؟ چقدر محافظه کار شده؟ اوا خاک به سرش!!! چقدر ترسو شده؟!&quot; گفتم که نگی نگفتی!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پ.ن*: وقتی برق میره آدم یاد سه نفر می افته: پدر ادیسون، خواهر و مادرِ احمدی نژاد!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;*: این پ.ن به معنی پی نوشت نیست! منظور پیامک نوشت می باشد! زین پس در انتهای هر مطلب یک پیامک خواهم گذاشت تا هم فال باشد و هم تماشا!!!(چه ربطی داشت؟!) &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 11 Sep 2008 21:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsmag&amp;postid=24</comments>
<dc:creator>parsmag</dc:creator>
<guid>http://parsmag.blogfa.com/post-24.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازگشت پرافتخار یک م.ص!</title>
<link>http://parsmag.blogfa.com/post-1.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;مهدی صالح پوره و دوربرگردونش!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اصلا مگه میشه م.ص بدون دوربرگردون باشه؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;میشه؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نمیشه که!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به همین علت گلچین آرشیو و یه سری مطالب جدید در وبلاگ قرار گرفت تا همگان از این مطالب دیدنی و جذاب مستفیذ شوند تا این وبلاگ سهم هر چند کوچکی در از بین بردن گرسنگی های ماه مبارک رمضان داشته باشد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;راستش رو بگم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همیشه وقتی اسمم رو تو گوگل سرچ می کردم، وبلاگم اولین نتیجه بود ولی الان داره کم کم یه مهدی صالح پور دیگه اولین نتیجه میشه... من هم از حسودی ام اینجا رو دوباره گذاشتم تا کور شود هر آنکه نتوان دید! (چه ربطی داشت؟)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;منتظر مطالب دیدنی ما باشید! (نمی دونم چرا هر وقت برای دوربرگردون می خوام بنویسم، حس وعده و وعید دادنم میره بالا!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تا بعد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 05 Sep 2008 20:33:33 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsmag&amp;postid=1</comments>
<dc:creator>parsmag</dc:creator>
<guid>http://parsmag.blogfa.com/post-1.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ایران به روایت م.ص!</title>
<link>http://parsmag.blogfa.com/post-20.aspx</link>
<description>فقط 2 روز تا پایان مهلت دو هفته ای امریکا به ایران باقیست!!! 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;تو این لحظات آخر، سید علی خان که دیشب، قبل از سه در چهار اومده بود رو آنتن شبکه اول، توهمش دوباره شدید شده بود و خودش رو پیامبر فرض کرد و امریکا و غرب رو هم ابوجهل دید!!! این توهم در روز مبعث به حدی بود که در پایان سخنرانی منتظر بود ملت با شعار &quot;صلی علی محمد، خودِ خودِ محمد آمد&quot; او را تشویق کنند که متاسفانه ضایع شد!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از اون طرف هم پدرزنِ پسر محمود خان(!)، (آقای مشایی) پله های پیشرفت دموکراسی و دیپلماسی و سیاست خارجی و اینها رو در نوردید و ملت اسراییل را دوست و رفیق ملت ایران نامید و کلی احساس ذوق زدگی کرد!!! پدرشوهر دختر مشایی ،(محمود جان!) هم امریکا رو دوست و برادر ایران نامید و کلی نقطه مشترک بین ایران و  آمریکا پیدا کرد. البته آگاهان در پی پاسخ این سوالند که چی شد که این نقاط مشترک ییهو و در این دو هفته مهلت امریکا به ایران بروز کرد و مشخص شد!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در درگیری های درون کشوری هم اتفاقات بسیاری رخ داد...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اعتماد از احتمال ردصلاحیت شدن خاتمی خبر داد و نوشت: برخی منابع اون وری (راستی) از احتمال ردصلاحیت شدن ممّد چاخان در صورت کاندیداتوری در انتخابات دهم ریاست جمهوری خبر دادند! گفتنی است علت رد صلاحیت روباه چپگرا، خالی بندی های خارج از چارچوب قانون اساسی بوده است!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;روزنامه همشهریِ قالیباف هم در مصاحبه ای با رفسنجانی کلهم از خود سید علی خامنه ای (راس هرم جمهوری اسلامی) گرفته تا مجتبی خامنه ای (رییس ایرانسل) و  بقیه آقازاده های سیدعلی خان رو زیر سوال برد و در آخر گفت: ما نوکر علی آقا هم هستیم!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مرتضوی هم که با اعدام 30 نفر میزان جنون خونش کمی کم شده بود، برای آرامش بیشترش، روزنامه همشهری عصر رو توقیف کرد تا رکورد &quot;تعطیلی هر هفته، تعطیلی یک روزنامه&quot; همچنان ادامه پیدا کند!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک نکته جالب دیگر در هفته گذشته هم اتفاق افتاد! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ماحمود فینگیلی که از قد و قواره گرفته تا خالی بندی و چرت و پرت گفتن، تو بین رییس جمهوری های بعد از انقلاب یکتاست، فقط یک قدم تا ثبت یک رکورد جدید در ج.ا.ا فاصله دارد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر فقط و فقط یک نفر دیگر از کابینه ی وی دچار فوت، استیضاح، استعفا، قهر، اخراج و... شود، ماحمود خان باید دوباره مث روز اول بره صحن علنی مجلس و دوباره رای اعتماد بگیره و دوباره همه ی وزیران رو برای رای گیری بفرسته به جهنم مجلس هشتم! &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر این اتفاق که دور از انتظار هم نیست اتفاق بیفته، ماحمود علنا و از نظر قانونی و رسمی به عنوان بی کفایت ترین رییس جمهور اسلامی ایران انتخاب خواهد شد و به معنیِ واقعیِ کلمه روی سید علی آقا رو سفید خواهد کرد و سید رو سربلند خواهد کرد!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پ.ن1: چقد اتفاق بامزه این هفته افتاده بود!!! هر چی می نویسم بازم اتفاقت بامزه تری میاد تو ذهنم و...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پ.ن2: دیروز مبعث بود؟ چه جالب!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پ.ن3: همیشه پای یک زن در میان است...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 31 Jul 2008 12:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsmag&amp;postid=20</comments>
<dc:creator>parsmag</dc:creator>
<guid>http://parsmag.blogfa.com/post-20.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مشاوره ی انتخاب رشته فقط با م.ص!!!</title>
<link>http://parsmag.blogfa.com/post-23.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;قابل توجه همه ی دوستان و آشنایان!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به عنوان یک پیام نوری &lt;B&gt;وظیفه&lt;/B&gt; ی خود دانستم تا افکار غلط ایجاد شده بین مردم در رابطه با پیام نور را تنویر کنم!!! اصلا هم مهم نیست که احمدرضا بدش بیاد(!) یا مهدی خانعلی زاده عواقب منفی اش رو گوشزد کنه!!! به قول مجید صالحی تو سه در چهار فقط قانون... نه ببخشید، فقط وظیفه!!!&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1. همه دانشگاه پیام نور را دانشگاه کاملا غیرحضوری می دانند و می گویند در پیام نور کلاس درس وجود ندارد در حالی که دانشجویان رسمی (کسانی که از طریق کنکور سراسری وارد پیام نور شده اند) دارای کلاس های کامل هستند و حتی کلاس های دروس اختصاصی (70 درصد دروس) اجباری بوده و جای غیبت ندارند.(البته میشه 2-3 جلسه پیچوند!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2. دانشگاه هر روز (مخصوصا جمعه) باز بوده و طی روزهای هفته کلاس های دانشجویان رسمی و روزهای 5شنبه و جمعه هم کلاس های دانشجویان فراگیر برگزار می شود. البته دانشچویان رسمی می توانند در روزهای 5 شنبه و جمعه کلاس بردارند و هیچ منعی برای این کار وجود ندارد. (کسانی که با دانشگاه حال نمی کنند و یا کار می کنند روزهای 5شنبه و جمعه کلاس برمی دارند تا کمتر همکلاسی هاشون رو ببینند!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3. رشته های پرکار و حجیم مثل حقوق و معماری و کامپیوتر خودشان را بکشند هم کلاس هاشون 3-4 روز در هفته کمتر نخواهد شد!!! (بچه های ترم 3 امون میگن این ترم ما باید 7 روز هفته رو هم بیاییم!!!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4. تعداد واحد های هر ترم مثل همه ی دانشگاه ها رابطه ی مستقیمی با معدل دارد و کسانی که معدل بالای 13 داشته باشند به راحتی در 8 ترم می توانند درسشان را تمام کنند. اینکه می گویند در پیام نور حداقل باید 10 ترم خواند و 5 سال کمتر نمی شود درس را تمام کرد کذب محض(!) بوده و صحت ندارد. (بچه های کامپیوتر ما 6-7 تاشون 7 ترمه تموم کردند!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5. امتحانات دروس اختصاصی مثل همه جا توسط استاد برگزار شده و از منابعی که خود استاد معرفی می کند، گرفته می شود و توسط خود استاد تصحیح می شود و اصلا ربطی به سازمان مرکزی و بالا و فلان ندارد. (بعضی ها میگن نمره ها رو استاد نمیده و سازمان مرکزی نمره ها رو میده!!!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;6. در دروس عمومی کتاب مخصوص انتشارات پیام نور مورد آزمون قرار می گیرد و امتحاناتش هم توسط سازمان مرکزی برگزار می شود. البته فقط دروس عمومی یعنی 1 یا 2 درس در هر ترم. (که اون ها هم 99 درصد شبیه کتاب های معمولی اشونند و فقط انتشاراتشون فرق میکنه!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;7. شروع و پایان هر ترم و کلهم بقیه جزییات هم مطابق با بقیه ی دانشگاه ها بوده و هیچ قانون عجیب و غریبی در پیام نور وجود ندارد!!! (تازه حراست و کمیته انضبای هم نداره و متخلفین، خفن هاشون میرن سازمان مرکز و مابقی تبرئه می شوند!!!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8. البته منکر کم و کاستی ها و مشکلات عدیده ای مثل عدم سرویس رفت و برگشت و در بعضی واحد ها، عدم دادن غذای روزانه و عدم وجود هیئت علمیِ درست و حسابی نمی شوم و همه ی این مشکلات را هم دیدم و قبول دارم. ولی کل حرفم این است که به خاطر برخی مشکلات ریز نباید ماهیت پیام نور و شیوه ی برگزاری کلاس ها زیرسوال برود و پیام نور را غیرحضوری و دانشگاه های بدون ارزش علمی بدانیم!!! (پیام بازرگانی!:گفتنی است(!) بیش از 50 درصد فارغ التحصیلان رسمیِ پیام نور که در آزمون کارشناسی ارشد شرکت می کنند قبول می شوند و این به خاطر سخت گیری ها و سختی های 4 سال درس خواندنشان است.)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;9. شرمنده خشک و رسمی و جدی شد.. ولی نیاز بود. پارسال موقع انتخاب رشته خیلی از دوست هام مخالف انتخاب معماری پیام نور پرند بودند ولی الان همه اشون به اشتباهشون پی بردند. (البته شاید باورتون نشه!!!)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;10. کنکوری های محترم! در هنگام انتخاب رشته حتما در مورد پیام نور بیشتر تحقیق کنید. م.ص!!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 29 Jul 2008 12:19:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=parsmag&amp;postid=23</comments>
<dc:creator>parsmag</dc:creator>
<guid>http://parsmag.blogfa.com/post-23.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
