تبليغاتX
دوربرگردون

روزها هی همینجوری، می گذشتند و همه جا مثل همیشه، همونجوری بود!

در یکی از همین روزهای سرد و بارانی و برفی و نیمه ابریِ پاییز، نشستم پشت مانیتور، کیبورد جلوی دستم، موس تو اون یکی دستم، پام روی پایه ی صندلی، چشمم خیره به مانیتور و بقیه اعضای بدنم همونجایی که باید می بودن، بودند که...

اهه، اهه!

داشتم می گفتم! صفحه ورد رو باز کردم و خواستم باز یه اثر هنری خلق کنم تا تا ابد جاودان شود!(برداشت غیرمرتبط از مقدمه ی کتاب تاریخ بیهقی که نویسنده گفته بود نمی دونم چی چی!!!)

آره...

شروع کردم نوشتن و پاک کردن... هی نوشتم و هی پاک کردم دیدم هر چی می نویسم بی مزه میشه، مث همین مطلب! باز سعی کردم، زور زدم، تلاش کردم و... دیدم نه نمیشه!!!

نشستم یه گوشه و با خودم فکر کردم که چی شد که اینجوری شد؟ به این نتیجه رسیدم که آره! مشکل از جای دیگه است! غنچه ی باز نشده، پژمرده ی قریحه ی طنز نویسی ام خشکیده و در این سرمای سگ لرزان(!)، باید قید طنزنویسی رو بزنم! توی همین احوال بودم که دیدم به صورت متافیزیکی سیل کامنت و ای میل و اس ام اس و میسد کال و داد و فریاد و ام ام اس(!) و... به سمتم پرتاب شدند که: نه! این کار رو نکن مهدی!!!

گفتم نه نمیشه! گفتن چرا، میشه! گفتم نه نمیشه و هی گفتن چرا، میشه!!!

در هر صورت قانع شدم و به احترام به نظرات دیگران، باز قلم (کیبورد) رو برداشتم و نوشتم تا شاید کمی خنده دار شود! البته باز هم نشد ولی...

ولی نداره که!

چیزه...

به هر حال همین که خواستم قلم(کیبورد) رو ببوسم بذارم کنار، خودش اتفاق مهمیه دیگه!!! بی مزه بودن این پست رو هم بذارید به حساب همین سرما!

شرمنده سرِ هیچ و پوچ کشوندمتون اینجا تا این چرندیات رو تحویلتون بدم! ایشالا جبران می کنم!

 

پ.ن: بوتیفار برای تنبیه زلیخا دستور داد از این قسمت به بعد، احمدی نژاد نقش حضرت یوسف را بازی کند!!!

                                                                                              میمصاد، آبان87 !!!

+ نوشته شده در جمعه 10 آبان1387ساعت 9:30 توسط مهدی صالح پور |

 

 پیرو درج خبری مبنی بر لزوم انتشار هفته نامه دوربرگردون، که آخرین مهلت برای انتشار را دوشنبه گذشته عنوان کرده بود، "م.ص" در گفتگو با اصحاب رسانه، به شایعات پیرامون نشریه و خودش پاسخ داد:

 خبرگزاری مهر: گفته شد که چون دوشنبه نشریه منتشر نشده، دیگر هیچ وخت منتشر نمی شه، درسته؟

 م.ص: آقای محترم! اولا "وخت" نه و "وقت"! دوما شما برو روزنوشت ها بنده رو بخون، می فهمی تو این چند روز سرم چقدرشلوغ بوده! هفته نامه سر جاش خواهد بود و این شایعات به هیچ وجه صحت ندارد!

 خبرگزاری مهر: دقیقا هفته نامه کی دوباره آغاز به کار خواهد کرد؟

 م.ص: آقای محترم! هر کس یه سوال بیشتر حق ندارد انجام دهد! لطفا نفر بعدی!!!

 خبرگزاری ایسنا: دقیقا هفته نامه کی دوباره آغاز به کار خواهد کرد؟

 م.ص: ان شا الله مثل همشهری جوان با انتشار یک ویژه نامه، اوایل هفته بعد کار خود را آغاز خواهیم کرد!

 خبرگزاری ایرنا: درسته که مجوزتان را لغو کرده اند؟ چون شماره آخر خیلی تند بود و این وقفه کاملا مشکوکه!

 م.ص: به هیچ وجه! یه سری از مخالفان که قبلا یک بار ما را هکیدند(!) و بعدا هم نظرات مبتذلی به ما فرستادند، این شایعات را درست می کنند و ما همینجا اعلام می کنیم که آقای فلانی! دارم برات!!!

 خبرگزاری ایلنا: هفته نامه چند صفحه است؟

 م.ص: این بچه سوال ها چیه می پرسید؟ حالا بذارید بیاد، خودتون می بیبنید! ولی احتمالا 8 صفه یا کمتر است!

 روزنامه اعتماد: باز هم خودتون یک تنه نویسندگی مجله را بر عهده خواهید داشت؟

 م.ص: من خودم دوست ندارم این طور بشه ولی اگر کسی همسو با نظرات و افکارم پیدا نکنم، متاسفانه خودم یک نفره خواهم بود! ولی مطمئن باشید از نوشته های دوستان حتما استفاده خواهم کرد.

 هفته نامه همشهری جوان: آیا با توجه به وجود رقبای سرسختی مثل ما (همشهری جوان) فکر می کنید بتوانید موفق بشوید؟!

 م.ص: شما که سرور مایید ولی مطمئن باشید من خودم تضمین می کنم ما مخاطبان شما را نخواهیم پراند! یعنی سعی می کنیم مخاطبان امان مشترک با همه رقبا باشند!!! بالاخره ما زیادی جوانمردیم و جوانمردی هم دردسرهای خاص خودش را دارد!!!

 وبلاگ الک دولک: شما با انتشار دوربرگردون از سمت خود در الک دولک استعفا خواهید داد؟

 م.ص: نه بابا! الک دولک عشق منه! جون منه! ماهی یه مطلب که اونقدر وقت گیر نیست بخواهم این فرصت (الک دولک نویسی) رو بی خیال بشم!!!

 مسئول سالن: شما نمی خواهید پاشید برید؟ وقتتون تموم شده! تو سالن بچه ها می خوان فوتبال دستی بازی کنند... میز پیز اتون رو جمع کنید میز فوتبال دستی هامون رو بیاریم!!!

 م.ص: چشم، اوکی!

دوستان! هر گونه سوال و پیشنهاد و انتقاد خود را واسه خودتون نگه دارید! ما هم انتقاد ناپذیریم و هم خودمون به اندازه کافی سوژه داریم، شما نمی خواهد به ما سوژه پیشنهاد بدید!!!

 ...

پ.ن: احمدی نژاد لحظاتی پیش اعلام کرد: پیشنهاد بازی در نقش حضرت یوسف را رد کرده ام!!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 2 آبان1387ساعت 9:5 توسط مهدی صالح پور |